هدف ایرنا گسترش اطلاع رسانی است. لذا انتشار این مطلب به معنای تائید محتوای آن نیست

کد خبر: 82428263 (5834933) | تاریخ خبر: 25/11/1395 | ساعت: 10:43|
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

ترامپ و بالکانیزاسیون سوریه

تهران- ایرنا- بعد از تشکیل جبهه سه‌جانبه روسیه، ایران و ترکیه و خصوصا پس از مذاکرات سه‌جانبه صلح سوریه گمانه‌زنی‌ها در جهت بالکانیزه شدن سوریه شدت گرفت و برخی پیش‌بینی‌ها حاکی از تقسیم سوریه میان ایران، روسیه و ترکیه بوده است.

مانی محرابی عضو هیات علمی اندیشکده روابط بین‌الملل در ستون نگاه روز روزنامه اعتماد در شماره دوشنبه، نوشت: اما آیا چنین اتفاقی اساسا قابل رخ دادن است؟ در ابتدا باید گفت متحد اصلی ایالات متحده در خاورمیانه یعنی اسراییل بیشترین ضربه را از تجزیه سوریه دریافت خواهد کرد زیرا تقسیم این کشور به معنای ظهور حداقل یک کشور اسلامی تندرو سلفی در نزدیکی مرزهای سرزمین‌های اشغالی خواهد بود که برای اسراییل به طور بالقوه بسیار خطرناک‌تر از نیروهای شیعه مانند حزب‌الله که تحت حاکمیت یک کشور هستند و قوانین بین‌المللی و عرفی در قبال آن صدق می‌کند، هستند و البته نباید فراموش کرد که نیروهای معارض دولت سوریه از احرار الشام تا جبهه النصره ماهیت ی غرب ستیز دارند.

همین خطر برای ترکیه نیز متصور است زیرا بالکانیزه شدن سوریه، استقلال کردها در مرز ترکیه را فراهم خواهد کرد و تلاش جهت عدم وقوع این مساله دقیقا همان چیزی است که باعث ورود ترکیه به بحران سوریه شده است. ایران و روسیه نیز به عنوان دو قدرت پشتیبان حکومت سوریه، بر اساس منطق، علاقه‌ای به از هم پاشیدگی حکومت و کشور مورد حمایت خود ندارند.

البته باید توجه داشت تصویر مطلوب تمام بازیگران فوق‌الذکر از آینده سوریه با هم تفاوت دارد اما موضع‌گیری این کشورها در قبال مساله تمامیت ارضی سوریه همسو است و تنها بازیگرانی که خلاف این نظر را دنبال می‌کنند عربستان و قطر هستند که در حال حاضر نیز در دایره تصمیم‌گیرندگان دیپلماتیک بحران سوریه حضور ندارند.

با عدم حضور عربستان و قطر در دایره ذکر شده از یک سو تقسیم اراضی سوریه به شکل دیپلماتیک کاملا منتفی است و از سوی دیگر رسیدن به راه‌حلی دیپلماتیک در جهت پایان دادن به بحران سوریه نیز با خلل شدید مواجه خواهد شد، زیرا در نگاهی واقع‌بینانه ریاض و دوحه نقش پر رنگی در رهبری گروه‌های معارض دولت سوریه ایفا می‌کنند. اما حضور شخصی مانند دونالد ترامپ در راس هرم تصمیم‌گیران واشنگتن و تلاش‌های ایدئولوژیستی وی در جهت احیای امریکای قدرتمند، این معادله را به طور بالقوه دچار خلل خواهد کرد.

سوریه و در ابعاد وسیع‌تر حد فاصل مرزهای غربی ایران تا دریای مدیترانه در حال حاضر تحت استیلای نظم بین‌المللی‌ای است که ایران نقش پررنگی در آن داشته و به شکل کلان تامین‌کننده منافع ایران است؛ نظمی که پایه‌های آن از سال‌های میانی دهه اول قرن بیست و یکم و بعد از حذف تهدیدات منطقه‌ای علیه ایران توسط ایالات متحده در افغانستان و عراق نهاده شد و پس از ناکامی نظامی ایالات متحده در این کشورها به نظم مستولی بر این مناطق تبدیل شد.

این نظم بین‌الملل میان منافع ایران و ایالات متحده وضعیتی پاندولی به خود گرفته و طبیعتا واشنگتن نیازمند برهم زدن این نظم است ولی در زمان ریاست جمهور باراک اوباما، واشنگتن یا توان این کار را نداشت یا جایگزین مناسبی برای آن متصور نبود. اما متحدان این کشور در خاورمیانه به جز اسراییل، برای برون‌رفت از حالت انزوای فعلی در مقابل ایران شدیدا به برهم زدن توازن قوای فعلی در ابعاد ژئواستراتژیک و ژئوپولتیک نیازمندند و تنها راهکار ممکن، برهم زدن نظم فعلی منطقه‌ای است.

شرایط نظم حاکم بر خاورمیانه شرایطی اقتدار گریز است یعنی هر کشور بر اساس حکومت مستقل خود، منافعی مستقل را برای خود در معادلات منطقه‌ای متصور است و این به معنای عدم وجود منافع جمعی یا منافع ملی یکسان میان تمام بازیگران منطقه غرب آسیا و شمال آفریقاست.

ایالات متحده که بر اساس منافع و آرمان‌های ناسیونالیستی خود همواره درصدد شکست این نظام اقتدار گریز و تبدیل آن به نظام سلسله‌مراتبی بوده هم‌اکنون توانایی استیلای بر هم‌پیمانان خود را ندارد و برای رسیدن به این جایگاه در وهله نخست باید نظام فعلی حاکم بر خاورمیانه که در بالا به آن اشاره شد را در هم بشکند که در حال حاضر تنها راه ضربه زدن به این نظم، بالکانیزه کردن سوریه، تشکیل بازیگران جدید و احیای نظام بین‌الملل جدید بر اساس بازیگران و منافع جدید در سطح منطقه‌ای است.

واشنگتن برای نیل به این هدف دو راه پیش رو دارد، راهکار عقلایی مبنی بر حمایت و تجهیز نامتعارف یکی از طرفین که در شرایط وجود جنگ قومی و ایدئولوژیک قطعا منجر به تجهیز طرف مقابل خواهد شد و راهکار احساسی مبنی بر بروز خشونت سهمگین از سوی یکی از طرفین که به ایجاد حس انتقام در طرف مقابل ختم می‌شود.

هر دو راهکار پدید آورنده شرایطی هستند که همزیستی مسالمت‌آمیز و توام با صلح در کنار یکدیگر برای گروه‌ها ناممکن و تجزیه به مثابه یگانه راه‌حل پایان دادن به پیکارها ضروری است. در مقابل این اقدام واضح است که ایران، روسیه و ترکیه نیز از تمام توان خود در جهت خنثی کردن این طرح بهره خواهند گرفت و این به معنای شعله‌ورتر شدن بیشتر آتش بحران سوریه و البته استمرار این بحران است و با توجه به خصوصیات فردی ترامپ در ضدیت با نظام حاکم بین‌الملل، گرایش وی به طرح ذکرشده نباید غافلگیر‌کننده به نظر ‌آید.

*منبع: روزنامه اعتماد، 1395.11.25
**گروه اطلاع رسانی**2059**9131**انتشار دهنده: شهربانو جمعه

انتهای پیام /*

باشگاه مخاطبان ایرنا

برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
فرستنده: *  
پست الکترونیک:
نظر:
ارسال یادداشت:
 
کد امنیتی
ارسال