کد خبر: 82432587 (5840873) | تاریخ خبر: 28/11/1395 | ساعت: 11:11|
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

کودکان نواحی حاشیه؛ نیازمند آموزش و حمایت در برابر تفکر غربت

تهران- ایرنا- موسس جمعیت امام علی (ع) به عنوان تشکلی فعال در زمینه رفع آسیب های پیش روی کودکان، با برشمردن آسیب های تفکر غربت در نواحی حاشیه شهری، رسیدگی به وضعیت کودکان در کانون های آسیب زای جمعیتی را از فوری ترین نیازهای این مناطق خواند و بر ضرورت گسترش آموزش در مناطق حاشیه تاکید کرد.

به گزارش گروه پژوهش و تحلیل خبری، بررسی های آسیب شناسانه اجتماعی و دقیق شدن بر معضلات گوناگونی نظیر کارتن خوابی، اعتیاد، فحشا، کار کودکان و نیز بزه های مختلف نشان می دهد این آسیب ها تنها دارای جنبه های اقتصادی و اجتماعی نیست بلکه ریشه بسیاری از آن ها را باید در اختلالات و ناهنجاری های فرهنگی جست وجو کرد؛ ناهنجاری هایی که طی سالیانی دراز حتی به شکل ریزفرهنگ هایی متشکل شده و به تدریج آسیب هایش را متوجه جامعه هدف ساخته است.
به عبارت دیگر آسیب های اجتماعی از وجود چارچوب های فکری همپیوند با سبک های خاص زندگی پرده بر می دارد که می تواند زاینده برخی اختلال های رفتاری اجتماعی باشد. از سوی دیگر برخی ناهمخوانی های بین خرده فرهنگ ها و مولفه های فرهنگ عمومی وجود دارد که اصطکاک بین آن ها ممکن است خود را در قالب ناهنجاری های اجتماعی بنمایاند.
گفت وگوی پژوهشگر ایرنا با شماری از مددکاران اجتماعی و فعالان سازمان های مردم نهاد در زمینه مسائل و آسیب های جامعه، از نوعی سبک آسیب زای زندگی با عنوان فرهنگ یا فلسفه «غربت» پرده برداشت که می توان آن را ریشه بسیاری از معضلات دانست.
تفکر و سبک زندگی غربت به عنوان نوعی الگوی متعارض با ارزش ها و بایسته های فرهنگی مرجع در جامعه، انواع قید و بندها و هنجارهای اجتماعی را برنمی تابد؛ تفکری که نمود فقر فرهنگی و نه اقتصادی است و انواع روش ها و تمتع از ابزارهای مشروع یا نامشروع را برای گذران حیات مجاز می شمرد.
در این ریزفرهنگ که بیشتر در مناطق حاشیه دیده می شود می توان شاهد خانوارهایی بود که پدر در راس شماری زن و کودک آنان را به انواع روش های کسب درآمد می گمارد و حلقه اصلی بازتولید آسیب هایی چون کار کودکان، بزه کاری و گاه فحشا تبدیل می شود.
ریزفرهنگ غربت همچنان که اشاره شد بستر و پشتوانه نوعی سبک متفاوت زندگی است که باید از 2 دیدگاه به آن بنگریم؛ نخست از منظر تاریخی و دیگری از جنبه جامعه شناسی و اخلاق جامعه شناسی. این پدیده در حواشی کلانشهری مثل تهران بیشتر دیده می شود و در بررسی مسائل اجتماعی چون کودکان کار به عنوان مولفه فرهنگی غیرقابل چشم پوشی اهمیت می یابد.
پژوهشگر ایرنا در بررسی فرهنگ غربت با «شارمین میمندی نژاد» مبتکر و موسس جمعیت امداد دانشجویی- مردمی امام علی (ع) به گفت وگو پرداخت؛ جمعیتی که طی سال های اخیر به عنوان یک سازمان مردم نهاد فعالیت های زیادی را در زمینه رفع آسیب های پیش روی کودکان صورت داده است.
متن گفت وگوی پژوهشگر ایرنا با میمندی نژاد را در ادامه می خوانیم:

*** ایرنا: در بررسی آسیب های اجتماعی به ویژه در نواحی حاشیه، تفکر غربت از جمله واژه های پرتکراری است که فعالان مدنی آن را به عنوان ریشه فرهنگی بسیاری از معضلات قلمداد می کنند. ریشه این تفکر چیست؟
**میمندی نژاد: اگر از منظر تاریخی در این زمینه بررسی کنیم محله های غربت یا حاشیه به محله هایی گفته می شود که نتوانستند با جامعه همساز شوند و با اجتماع خود را تطبیق دهند. از دورانی که کشاورزی و جنگاوری و کارگری در جامعه وجود داشت طبقه ای به وجود آمدند که به این مشاغل روی نیاوردند و خود را رها کردند و با مشاغلی کاذب که بعضا در جامعه ایجاد تفریح و سرگرمی می کرد، سرگرم شدند. شاید بشود گفت اولین فضاهای سرگرم کننده برای اجتماع در محله های حاشیه شکل گرفت که از کار اصلی جامعه که چرخه اقتصادی اصلی را شامل می شد فاصله داشت. به عبارتی دیگر در بسیاری از جوامع، ظاهری از کار ایجاد شد و مبنای نوعی خرده فرهنگ قرار گرفت آمد؛ خرده فرهنگی که اعضای آن به راحتی به جوامع دیگری انتقال یافتند و به صورت مهاجر فرهنگ خود را نشر دادند.

***ایرنا: آیا مقطع خاص تاریخی را می توان به عنوان مبدا یا نقطه عطف بروز و ظهور این خرده فرهنگ در ایران در نظر گرفت؟
** میمندی نژاد: بر اساس برخی منابع، در زمان بهرام گور عده ای از هندوستان برای سرگرمی و آوازه خوانی به شهرهای ایران آمدند و پیشه خود را پی گرفتند؛ کسانی که دارای فرهنگ و تفکرات مذهبی خاص خودشان بودند و به نوعی در نظام فکریشان، حاشیه نشین بودن و نداشتن امکانات اجتماعی را پذیرفته بودند. آنان تا مدتی تحت نظر ارباب حکومت و با امکانات حکومتی به شاد کردن طبقات فرادست می پرداختند ولی با سقوط سلسله ساسانیان و ورود اسلام سرگردان شدند و محله هایی که تشکیل دادند محله های بزه، جرم و فسادخیز نامیده می شد.
ما در بررسی های تاریخی می بینیم که این افراد در دوره ای هنرمندان جامعه به شمار می آمدند، گاهی در بطن تحولات اساسی و مبارزات علیه حکومت ها قرار می گرفتند یا در دوره های دیگر تاریخی سرکوب یا حتی سوزانده می شدند. ما در منابع مختلف روایت ها و داستان های متفاوتی از این اقوام می خوانیم؛ از جمله زمانی که گروهی از آنان در زمان ساسانیان به ایران مهاجرت کردند، همزمان برخی به شمال روسیه و ترکیه کنونی و حتی شبه جزیره عربستان و تعدادی دیگر به فرانسه رفتند. به طور عمومی می توان گفت اهالی غربت در سراسر جهان خود را تکثیر می کنند و خرده فرهنگی به نام «دَم غنیمتی» را گسترش می دهند. از آنجایی که در هند اصل طبیعت گرایی و ماده گرایی وجود دارد این قوم فلسفه لذت جویی را بدون قیداخلاق و جامعه و خانواده در جامعه نمایندگی کردند.

***ایرنا: این دم غنیمتی نشانه گرایش به سوی تفکری خاص است که در تاریخ این طبقه یا گروه قوام یافته و نشان می دهد باید بررسی ها در این زمینه از بُعد تاریخی صرف خارج شود و مطالعاتی فکری- فرهنگی در این زمینه صورت گیرد.
**میمندی نژاد: ما از منظر جامعه شناسی اخلاقی هم باید این پدیده را بررسی کنیم یعنی وقتی در جامعه افرادی به واسطه نداشتن اخلاق و قیود پذیرش هنجار اجتماعی و نیز معیارهای عرفی و شرعی از جامعه طرد می شوند، وارد جامعه حاشیه می شوند و به عبارتی ما نوعی غربت داریم با تفکرات طبیعت گرا و لذت جو با ریشه های غیرایرانی. از سوی دیگر ما آدم هایی را داریم که از سوی جامعه مذهبی و اخلاقی طرد می شوند مانند فواحش، دزدها، بچه های فراری و افراد طرد شده از خانواده که همه اینها به سمت این محله ها رانده می شوند و در یک چرخه زمانی به اموری مانند خنیاگری و ساقی گری، فالگیری و ... ورود می یابند. سپس ما می بینیم پسماند آب شهری و زباله های شهری به این محله ها می رود و اجتماع فرودست جامعه ای را نظاره گریم که تمام زشتی های جامعه به آن سمت سرازیر می شود.

***ایرنا: پس جامعه شناسی اخلاقی هم بُعد دیگری بررسی این پدیده است.
**میمندی نژاد: بله. جامعه شناسی اخلاقی 2 مساله را در نظر می گیرد؛ اینکه نگاه جامعه و تکلیف جامعه چیست؟ جامعه باید بپذیرد که در بخشی از وجودش فضای ناهنجاری وجود دارد و این محله های حاشیه منفذی به سوی جامعه هنجار است. بعضی از جامعه شناسان اعتقاد دارند که زشتی و ناهنجاری باید در گوشه ای از جامعه جمع باشد. بعضی دیگر از جامعه شناسان تحت هیچ شرایطی این وضعیت را مناسب یک جامعه مطلوب نمی دانند.

*** ایرنا: کدام تفکر درست است؟
**میمندی نژاد: شاید بهترین نوع برخورد با فضای حاشیه را ما نزد اولیا، انبیاء و مصلحان اجتماعی دیده ایم یعنی کسانی که ترجیح دادند از فرادست جامعه به فرودست منحط و فروریخته جامعه بروند و به جای پنهانکاری به شکلی آشکار به حمایت از مردم آسیب دیده و حمایت از فضاهای غربت بپردازند. آنان تحت هیچ شرایطی پابرجایی این گسل وحشتناک را تاب نیاورده و حتی گاهی خودشان را وقف جامعه کرده اند.

*** ایرنا: فوری ترین و اصلی ترین موضوعی که در برخورد با این پدیده باید در نظر گرفت چیست؟
**میمندی نژاد: مهمترین مساله در فضاهای غربت زاد و ولد در این محله ها است. به اصطلاح این محله ها بر عکس آن چیزی که تصور می شود ناهنجاری محور نیست بلکه کودک محور است. این محله ها با اینکه مهد فسادند ولی در خود معصومانگی هایی دارند که قابل انکار نیست. نسلی از کودکان در این محله ها تنها و غریب مانده اند و لازم است آموزش و پرورش به این فضاها وارد شود. از آنجایی که نسلی از فردای جامعه در این محله های غربتند، رسیدگی به وضعیت آنان ضروری است. امام علی (ع) بخشی از اوقات خود را در زمان خلافت وقف رسیدگی به کودکانی در محله های فقیر نشین می کرد.

*** ایرنا: جدی ترین آسیب ناشی از این ریزفرهنگ چیست؟
**میمندی نژاد: در دین، فلسفه ای روحی و اخلاقی برای پی بردن به چیستی و چگونگی رخدادها و شناخت انسان وجود دارد. وقتی ما از فلسفه غربت سخن می گوییم چیستی و چگونگی این پدیده را بررسی می کنیم. در این فرایند به موضوع انحطاط انسان می رسیم که باعث می شود کانون های جمعی پرحاشیه، پردرد و ناهنجار به وجود آید. این انحطاط را ادیان به عنوان مفهوم «طاغوت» به عنوان نماد طغیان و سرکشی انسان می شناسند. طاغوت به معنای ایجاد یک جامعه طبقاتی است حال از هر وسیله ای که استفاده کند. برخی طاغوت ها حتی از صورت های دینی استفاده می کنند. طاغوت نه فقط در فرودست که بسیاری موارد در فرادست شکل می گیرد و قدرتمندان زمینه ساز طاغوت می شوند. وقتی امام علی (ع) در خطبه ای از فاجعه کندن خلخال از پای زنی یهودی سخن می گوید منظور فشاری است که یک طبقه و دستگاه طاغوتی در لوای دین بر زنی بی پناه اعمال می کند و می گوید جا دارد که یک مسلمان از این درد بمیرد؛ دردی که برآمده از جفایی است که در واقع از تفکر غربت ریشه گرفته است.
تولید محله های غربت حاصل بی اخلاقی، طاغوت صفتی و انحطاط اجتماعی است و این در حالی است که در نهایت شخص بزهکار مسوول تمام سیاهی ها شناخته می شود.
ما در سال 57 انقلابی اخلاقی با هدف از بین بردن کوخ نشینی به ثمر رساندیم و به به دنبال از بین بردن بزه بودیم نه بزهکار و اینکه ریشه از فرادست خشکانده شود اما به رغم بسیاری از دستاوردها در زمینه های فرهنگی و اجتماعی، بقایای آسیب غربت پا برجا است و همچنان سردرگمی در مورد این محله ها را شاهدیم. کوخ نشینی مساله اش با فساد و برخورد با فساد آمیخته شده است. ما اصلی ترین چیزی که داریم کودکانی هستند که در این مناطق آسیب خیز زندگی می کنند که هیچ برنامه ای برای آنها به چشم نمی خورد. ما در هر گوشه ای از حاشیه شهر اجتماعاتی از مهاجرها می بینیم که با معضلاتی در آمیخته اند. رسیدگی ریشه ای به وضعیت این کانون های آسیب دیده، یک نوعی رسیدن به آرمان جامعه ای است که انقلاب کرد و جنگید تا کوخ نشینی را رفع کند.

*** ایرنا: آیا اغلب کسانی که در حاشیه زندگی می کنند با آسیب غربت دست و پنجه نرم می کنند؟
**میمندی نژاد: وقتی یک روستایی مجبور به مهاجرت می شود، در بسیاری مواقع و ناخودآگاه به حاشیه نشینی روی می آورد و در فضایی سکنی می گزیند که برخی کودکان به سمت پدیده کودکان کار گسیل می شوند و بزه و اعتیاد با سرعت بیشتری گسترش می یابد. رقم حاشیه نشینی که دولت اعلام کرده حدود 11میلیون است نشان می دهد ما با شرایط دشواری روبرو هستیم.
در این میان آنچه فرهنگ غربت در جامعه به جا می گذارد آموزش غنیمت شمردن دم، دنیا گریزی، خراباتی گری و تمتع بیرحمانه بردن از دیگران است. باید به این محله های غربت بدون ترس پا بگذاریم، وظیفه داریم به آن ها بیاموزیم و زنان و کودکان را از آن آتش و سوختگی نجات دهیم.
پژوهشم**ل.ز**9279**خبرنگار: لیلا زلفی گل**انتشاردهنده: سیدمحمد موسی کاظمی

انتهای پیام /*

باشگاه مخاطبان ایرنا

برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
فرستنده: *  
پست الکترونیک:
نظر:
ارسال یادداشت:
 
کد امنیتی
ارسال