هدف ایرنا گسترش اطلاع رسانی است. لذا انتشار این مطلب به معنای تائید محتوای آن نیست

کد خبر: 82454188 (5871321) | تاریخ خبر: 16/12/1395 | ساعت: 12:39|
نسخه چاپی |ارسال به دوستان

ساختارهای امنیتی متعددی که پیرامون ما هستند

تحمیل هزینه های قفقاز بر ایران

تهران - ایرنا- پایگاه خبری دیپلماسی ایرانی در یادداشتی نوشت: ایران از 1783، شاهد مشکلات عدیده ای در سیاست خارجی خود بوده که از منطقه قفقاز به کشور ما تزریق و در نهایت نیز به قراردادهای نگین گلستان 1813 و ترکمنچای 1828 منجر شد.

در ادامه این یادداشت به قلم علیرضا بیکدلی، می خوانیم: ایران دومین کشور بعد از چین است که بیشترین همسایه _ 15 کشور_ را دارد. این اهمیت سیاست همسایگی را برای جمهوری اسلامی ایران نشان می­ دهد، یعنی اگر بتوانیم به عنوان کارشناسان برای کشور خودمان، یک چارچوبی را در رابطه با سیاست همسایگی، چه در قبال مناطق مجاور ایران چه در قبال کشورهای پیرامون ایران، ترسیم کنیم، فکر می­ کنم خودمان به عنوان ایران بیشترین بهره را از آن ببریم.
این سیاست همسایگی که بنده به عنوان یک دیپلماتی که سال ها کار کردم در حال حاضر فاقد آن هستیم؛ بیشتر تا الآن در چارچوب دیپلماسی همسایگی مطرح بوده و دیپلماسی همسایگی به مسائلی که به تک­تک کشورهای پیرامون ما، مربوط می­شود، باز می گردد. البته سیاستمداران ما به شکل شاید غریزی وقتی راجع به موضوعات کشورهای پیرامونی ما تصمیم می­ گیرند آن را در قالب یک منطقه حتماً می­ بینند و آثار آن را در معادلات بین­ المللی می­ سنجند، این به شکل غریزی و طبیعی انجام می­ شود، اما این که یک چارچوبی را بتوان در قبال سیاست همسایگی طراحی و تدوین کرد که از طرف همسایگان ما، پذیرفته شود و به عنوان اصول جمهوری اسلامی ایران موردتوجه قرار بگیرد، یک موفقیت بزرگی برای سیاست خارجی ما خواهد بود؛ به این معنی که مثلا فرق نمی­ کند کشوری مانند عربستان سعودی یا ترکمنستان یا ترکیه یا پاکستان یا هر کدام از کشورهای همسایه ما، روسیه و عراق راجع به همسایه ­ای به نام ایران صحبت می­ کنند، یک سری اصول را بتوانند به این نسبت بدهند. مثلا بگویند ایران کشوری است که نسبت به همسایگانش دارای صفاتی است و چنین رفتارهایی را به شکل منطقی انجام می­ دهد و شعارش هم در دکترین­ های سیاست خارجی ایران، در سخنرانی­ های رئیس ­جمهور و وزرا و مقامات سیاست خارجی ما منعکس شود. وقتی می­ گوییم همسایه، پس ­کرانه­ های همسایگی هم مدنظر قرار می ­گیرد، مثلا کشوری مانند قبرس به واسطۀ ارتباطش با ترکیه با ما همسایه می­ شود یا روسیه که در دریای خزر با او همسایه هستیم ولی اگر دریای خزر هم نبود به واسطۀ همسایگیِ با همسایگان ما همسایه ما تلقی می­ شد و هند در این سیستم به واسطۀ نوع رابطه ­اش با پاکستان و افغانستان به نوعی همسایه ما تلقی می ­شود و این می­ تواند برای سیاست خارجی ما تعداد زیادی را در بر بگیرد. در حوزه همسایگی قفقاز منطقه ­ای است که سه کشور دارای قرابت­ های تاریخی و فرهنگیِ بسیار زیاد به ما نزدیک می شوند و در مجموعه سیاست همسایگی ما هم مدنظر قرار می­ گیرد.
وقتی راجع به قفقاز صحبت می­ کنیم موضوعات متنوعی مانند تشکل­ های منطقه ­ای، از عضویت کشورهای مشترک ­المنافع، سازمان امنیت همکاری اروپا، برنامه مشارکت برای صلح، سازمان کشورهای دریای سیا و همچنین یک بخش مرتبط با اکو و مسائل مربوط به دریای خزر، مواجه می­ شویم. بحران­ های قومی مانند قره­ باغ، آبخازیا، آجاریه، اُستیه، داغستان، تالش و مناقشه ارمنی و آذری و مسائلی که به گرجستان مربوط می­ شود در این منطقه شاهد هستیم. نفت و گاز و منابع انرژی از مسائل مهم مرتبط با این منطقه هستند، نفوذ قدرت­ های جهانی مانند آمریکا و روسیه و همچنین وابستگان آنها به خصوص نفوذ اسرائیل از موضوعات بسیار مهم این منطقه است.
رژیم حقوقی دریای خزر مرتبط با این مجموعه است؛ گسترش ناتو به شرق، شبکه­ های حمل و نقل بین ­المللی، پان­ترکیسم، پان­ آذریسم، ارمنستان بزرگ، اسلام گرایی یا حتی پان ­اسلامیسم در دوره عثمانی، افراط­گرایی، از دیگر موضوعاتی است که با این منطقه مرتبط می­ شود. اقتصاد، تجارت و بازار و همچنین رقابت قدرت­ های جهانی و منطقه­ ای به تبع با تمامی منطقه قفقاز ارتباط پیدا می­ کند.
منطقه قفقاز مکمل استراتژی امنیتی کشورهای زیادی است. ایران، روسیه و ترکیه، اتحادیه اروپا و آمریکا، سعی می­ کنند اعلام کنند، این منطقه مکمل امنیتی آنها است و منافعی را در این منطقه برای خود تعریف کردند. بنابراین در راستای حفظ منافع خود دیگران را تنظیم و محدود می کنند تا موازنه در منطقه برقرار شود.
از مسائل مهمی که در منطقه قفقاز با آن مواجه هستیم بحث ثبات یا بی ­ثباتی است؛ اساساً ثبات را مانند امنیت با طرف مقابلش یا بی­ ثباتی تعریف می­ کنند و ثبات در منطقه قفقاز موضوعی فوق­ العاده حائز اهمیت است و کشورهای منطقه قفقاز بازیگران محلی یا بومی قفقاز تلاش می­ کنند به شیوه­ های مختلف ثبات را در کشور خود برقرار کنند. طرف­ های مقابل که بازیگران منطقه ­ای و بین المللی هستند، برای موازنۀ منافع خود از ثبات و بی­ ثباتی استفاده می ­کنند. به خاطر همین شاهد پیچیدگی در تحولات منطقه هستیم.
اشاره کردم قفقاز به شکل مستمر هزینه­ های زیادی را از این طریق در حیات کشورهای پیرامونی خودش، تحمیل کرده است. مثلا هزینه ­ای را که حفظ قفقاز در ساختار یا امپراطوری کشور ایران، یا حکومت­ هایی که بر ایران تسلط داشتند، تحمیل می کرده است. اگر کسی بتواند برآورد کند، من فکر می­ کنم یکی از مناطقی است که بیشترین هزینه­ ها را به کشور ما وارد کرده است و در نهایت همین الآن هم شاهدیم که نگرانی­ هایی در رابطه با نوع مناسبات این منطقه، چه در چارچوب پیمان­ های منطق ه­ای با ایران و چه در رابطه با کشورهای دیگری که رقیب یا دشمن ما تلقی می ­شوند، وجود دارد و در این راستا ایران نیز نگرانی هایی داشته و هزینه نیز کرده است.
تقریباً ثابت شده است از 24 ژوئن 1783 که گرجستان تحت­ الحمایه روسیه می­ شود، مشکلات ایران در قفقاز وارد مرحلۀ جدیدی شد در واقع از 3 جمعیت برتر قفقاز یعنی مسلمان، ارمنی­ ها و گرجی­ ها وقتی فقط یک جمعیت از دست می رود، امنیت شما با مشکل و یک چالش جدی مواجه می­ شود، ظرفیت­ های بی­ ثباتی گسترش پیدا می­ کند و منافع شما تهدید می­ شود. ایران از 1783، شاهد مشکلات عدیده­ ای در سیاست خارجی خود بوده که از منطقه قفقاز به کشور ما تزریق و در نهایت نیز به قراردادهای نگین گلستان 1813 و ترکمنچای 1828 منجر شد. رفتن به گرجستان باعث می­ شود ما درگیر جنگ­ هایی شویم و در نهایت هم شکست­ هایی بخوریم که هنوز سیاست خارجی ما را تحت تاثیر قرار داده است و هنوز تصمیم­ سازان و تصمیم­ گیران کشور ما وقتی می­ خواهند به موضوعات کلان سیاست خارجی نگاه کنند، تحت تاثیر همان تحولات هستند، یعنی آثار حوزه­ های پیرامونی و سیاست همسایگی آن قدر پایدار و تاثیرگذار است.
خود قفقاز در تجزیه امپراطوریِ روسیه و عثمانی و حتی اتحادیه جماهیر شوروی هم آثار مشابهی داشته است، همان طور که در تضعیف سیاست خارجی ما تاثیر داشته است، روی امپراطوری­ های پیرامونی خودش هم تاثیر جدی داشته است، در رابطه با عثمانی حالا با توجه به این که من مدتی هم در ترکیه کار کردم، خیلی شاید تعجب است که شما می­ بینید ترک­ ها در حالی که جنگ جهانی برای آنها تقریباً از 1911 در شمال آفریقا شروع شد، یعنی جنگ­ هایی که بین سربازان عثمانی و ارتش فرانسه در لیبی درگرفته است، این شروع جنگ جهانی برای آنها محسوب می­ شود و بعد هم به بالکان ادامه پیدا می­ کند و در بالکان شکست می­ خورند و در شمال آفریقا شکست می­ خورند و در حالی که در این مناطق شکست خورده بودند، اینها در قفقاز شروع می­ کنند به پیشروی، در حدود مارس سال 1918، ارتش عثمانی تا باکو پیشروی می­ کند و حدود 14 هزار نیروی عثمانی به اضافه 6 هزار داوطلب از منطقه داغستان و مسلمانان قفقاز، اینها یک پدیده­­ ای را به نام «قفقاز اسلام، اُردوسو» یا ارتش اسلامی قفقاز، ارتش محمدی قفقاز را درست کرده بودند و در حالی که ارتش عثمانی شکست خورده بوده و سرزمین­ های زیادی را از دست داده بوده، امیدوار بوده از طریق قفقاز بتواند این سرزمین­ ها را برگرداند و مبنایش هم مبنای ظاهری­اش، اسلام است، اما رویکرد اصلی­اش در این جا رویکرد پان­ترکی است. اما تاثیری که این حادثه یعنی همین تشکل اسلام اردوسو دارد، تجزیۀ جمعیت­ های قفقاز است و تقریباً دو ماه بعد از تشکیل این ارتش است که شما می­ بینید در قفقاز ما 3 تا کشور را اعلام موجودیت می­ کنند، ابتدا گرجستان، جمهوری ارمنستان و نهایتاً مسلمانان قفقاز که اینها الآن ما می­ گوییم آذری، آذربایجان یا جمعیت آذری، اینها اساساً تا سال 1918، تحت عنوان مسلمان قفقاز، تمام صنعت­ هایی که من در شوروی و خود آذربایجان و منطقه دیدم به عنوان مسلمانان قفقاز اینها شناخته می­ شدند، تاتارهای قفقاز، مسلمانان قفقاز با این صفت از ارامنه و از گرجی­ ها متمایز می­ شدند.
اینها می­ بینند گرجی­ ها جدا شدند با حمایت آلمانی­ ها و گرجستان را درست کردند، جمهوری گرجستان، ارامنه هم بیشتر تحت تاثیر حمایت غربی­ ها به خصوص فرانسوی­ ها، جمهوری ارمنستان را درست کردند با فاصلۀ دو روز، در ماه می 1918، مسلمان ماندند، اینها از یک طرف تحت حمایت عثمانی بودند، از یک طرف یک نام مشخصی نداشتند، بالاخره با مشورت­ هایی که کردند و رایزنی­ هایی که کردند نهایتاً به نام جمهوری آذربایجان رسیدند که نقش تر­ک­ ها و شخصیت­ های ترک در این قضیه خیلی روشن است، حالا من بحث نمی­ کنم ولی حالا چرا من دارم تا قبل از سال 1918 دارم اصرار می­ کنم که مسلمان هستند.
در مراحل پایانی جنگ جهانی اول هم ما شاهد این هستیم که این مجموعه تحت عنوان یک نهادی به نام سِایم که مجموعه کشورهای قفقاز بوده، جمع بوده، حتی بعد از این که روسیه برمی­ گردد به منطقه، این جا را به عنوان یک جمهوری خودمختار قفقاز معرفی می­ کند، یعنی بعد از این که این جمهوری­ ها مجدداً ملغی می­ شوند و روسیه برمی­ گردد به منطقه، ما باز یک موجودیت واحدی را داریم و به هر حال قفقاز در سقوط امپراطوری عثمانی و بعد هم خود مصیبت­ هایی که در روسیه قبل از جنگ جهانی و بعد از جنگ جهانی است، نقش داشته و من شوروی را خیلی باز نمی­ کنم، می­ خواهم می­ گویم تاثیر این منطقه در این حدود است.
ساختارهای امنیتی متعددی پیشنهاد شده است برای تشکیل یک قفقاز مشترک که من تحت عنوان ترتیبات امنیتی. اجلاس 31 می سران جمهوری قفقاز شمالی به جنوبی، یک جمعیتی از سران این منطقه بود که زیر نظر روس­ها تشکیل شد و در آنجا باز گرجی­ها ایدۀ سازمان امنیت و همکاری قفقاز را دادند، اکتبر 97 آمریکا، گوآم را تشکیل داد که دوستان اطلاع دارند، اول در آسیای مرکزی شکل گرفت و بعد هم توسعه پیدا کرد به گرجستان، آذربایجان و اکراین و مُولداوی و دنبال این بودند که ارمنستان را جذب کنند، خود آذربایجان سال 1998 در قابل گوآم گفتگویی با اعضای ناتو در چارچوب 5+19 را مطرح کرد که در آنجا 19 اعضای ناتو بودند در آن زمان و گوآم هم 5 کشوری بودند که در منطقه بودند و امیدوار بودند از طریق آن 19 بتوانند بعداً به ارمنستان هم برسند.
ژنرال جبیکوی، معاون ستاد مشترک ارتش آمریکا پیشنهاد تشکیل نیروهای پایدار صلح قفقاز را داده است، در همان چارچوب برنامه مشارکت برای صلح ناتو یا پی­اف­پی و در ملاقات سران روسیه، آذربایجان، ارمنستان و گرجستان که با حضور روسای 12 حکومت خودمختار روسیه در قفقاز برگزار شده است، در بیانیه نهایی که روس­ ها قرائت کردند، اشاره کردند در راه توافق قومی، صلح و همکاری اقتصادی و فرهنگی در قفقاز مورد توجه است، یعنی باز یک ترتیبات کلانی برای قفقاز شمالی و جنوبی را درنظر گرفتند که این دو هم با ارتباط تنگاتگی دارند.
خانم آلبرایت مجمع همکاری­ های قفقاز را 98 پیشنهاد کرده است، یعنی می­­ خواهم به شما اشاره بدهم توجۀ قدرت­ های بین­ المللی به یک ساختار منسجم و متشکلی به نام قفقاز واقعی است و آقای حیدرعلی ­اف 1999، سیستم امنیت در قفقاز را در یک کنفرانسی در استانبول پیشنهاد کرد. در مجموع طرح ­هایی که در این چارچوب مطرح شده بود، آن زمانی که ما در منطقه کار می­ کردیم با عدد و رقم، مانند الآن که می­ گوییم 1+5، تعریف می­ کردیم، طرح آذربایجان عموماً 3+3 بود، سه کشور قفقاز به اضافه ترکیه، آمریکا و روسیه که، معمولاً ایران را نادیده می­ گرفتند، اخیراً آقای سفیر، آقای پاکدامن تشریف دارند و اشاره می­ کنند ایران اخیراً به این جمع اضافه می­ شود، طرح خود 2+3+3 بود، ممکن است شما این ها را جاهایی بخوانید یا بشنوید، اینها در واقع زمانی که صحبت از سیستم امنیتی قفقاز بود خیلی باب بود و در 2+3+3، سه کشور قفقاز، به اضافه ایران و روسیه، ترکیه و سازمان ملل و اتحادیه اروپا همه دعوت می­ شدند خود ترکیه معمولاً 3+3 بود که سه کشور قفقاز، آمریکا و سازمان امنیت اروپا بوده و روسیه معمولاً 3+3 کار می­­ کرده و الآن هم همین است.
بحث آخر من این است بعد از تحولات گرجستان باز یک نماد مشخص از این که یک کشور چطور می ­تواند در سرنوشت منطقه تاثیر بگذارد، بعد از عملیات روسیه در گرجستان، ما شاهد هستیم تقریباً سیاست 3+3 در قفقاز جا افتاده است و آمریکایی ­ها دست و پای خودشان را تا حدودی جمع کردند، کشورهای منطقه دنبال متحدین درون­ منطقه ­ای هستند برای موازنۀ روسیه از جمله توجه­ی که به ایران می­ شود، بیشتر از گذشته است و کماکان ما باید به این ماهیت یکپارچه قفقاز به عنوان یک منطقه توجه بکنیم و آن را در حوزۀ سیاست­ های همسایگی خودمان یک تعریف اساسی و یک بازنگری جدی داشته باشیم.
*منبع: پایگاه خبری دیپلماسی ایرانی/15 اسفند 95
** اول ** 1337- انتشار دهنده: خداوردی اسدی کوردلو

انتهای پیام /*

باشگاه مخاطبان ایرنا

برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
فرستنده: *  
پست الکترونیک:
نظر:
موضوع از شما گزارش از ما:
سخن شما با مسئولین:
ارسال یادداشت:
 
کد امنیتی
ارسال