کد خبر: 82469028 (5884825) | تاریخ خبر: 29/12/1395 | ساعت: 11:19|
نسخه چاپی |ارسال به دوستان

گفت وگو با تحلیلگر مسایل خلیج فارس

سعودی؛ تاج و تختی بحران زا

تهران- ایرنا- عربستان سعودی پس از به تخت نشستن «سلمان بن عبدالعزیز» دستخوش تغییراتی ملموس به خصوص در عرصه سیاست خارجی شد و الگوی رفتار سیاست خارجی ریاض از بازیگری محافظه کار و خواهان حفظ وضع موجود به سمت بازیگری تهاجمی با رفتارهای واکنشی تغییر کرد.

به گزارش گروه پژوهش و تحلیل خبری ایرنا، بیش از دو سال از به تخت نشستن سلمان بن عبدالعزیز می گذرد. وی پس از مرگ عبدالله برادر ناتنی اش برتخت پادشاهی عربستان سعودی تکیه زد و این کشور را دستخوش دگرگونی های بسیاری در داخل و خارج کرد. این 2 سال در حالی سپری شد که عربستان انبوهی از تجارب و اتفاقات تلخ و بحرانی را پشت سر نهاد؛ رخدادهایی چون جنگ فرسایشی و بی نتیجه با یمن، فاجعه کشته شدن صدها حاجی در منا، تضعیف شبه نظامیان مخالف دولت سوریه و تثبیت موقعیت دولت این کشور، موفقیت های دیپلماتیک و افزایش نقش منطقه ای ایران و در ادامه قطع روابط دیپلماتیک با تهران. بسیاری از کارشناسان مسائل خاورمیانه معتقدند که اقدام عربستان در قطع روابط دیپلماتیک با ایران گرچه در پی حمله غیرقانونی به سفارت این کشور در تهران صورت گرفت اما دلیل اصلی آن خشم عربستان از تحول در موقعیت منطقه‌ای ایران بود.
با هدف بررسی بیشتر وضعیت عربستان سعودی در عرصه های سیاست داخلی و خارجی در دوران ملک سلمان، گروه پژوهش و تحلیل خبری ایرنا، با «کامران کرمی» تحلیلگر مسائل خلیج فارس، گفت و گویی انجام داده که متن کامل آن به شرح زیر است؛

***ایرنا: بیشتر از دو سال از روی کار آمدن ملک سلمان می گذرد. به نظر می آید سیاست های عربستان سعودی در این مدت بسیار تندتر و رادیکال تر از گذشته شده است؟ نظر شما در این باره چیست و چه تفاوتی بین دوره ملک عبدالله و ملک سلمان می بینید؟
کرمی: این مسئله را باید در دو متغیر ادراکی و محیطی مورد نظر قرار داد. بدین معنی که ذهنیت زمامداران و تصمیم گیرندگان جدید عربستان سعودی از روند تحولات و تغییرات پیرامونی چند سال اخیر که به تضعیف متحدان این کشور، ظهور عناصر بحران ساز و برتری ایران به عنوان رقیب اصلی عربستان در منطقه انجامیده، وارد فرآیندهای درگیرساز برای مهار و مدیریت آشوب منطقه ای شده است. در چنین فضایی، طبیعی است که الگوی رفتار سیاست خارجی عربستان سعودی از بازیگری محافظه کار و خواهان حفظ وضع موجود به سمت بازیگری تهاجمی با رفتارهای واکنشی هدایت شود. نقطه آغاز این رفتار، از فردای تحولات بهار عربی در سال 2011 آغاز و پس از مرگ ملک عبدالله و روی کار آمدن ملک سلمان و تیم سیاسی امنیتی او با پندار مبتنی بر تهدید بیشتر در ابتدای سال 2015 روند جهشی به خود گرفته است.

***ایرنا: در حال حاضر اوضاع عربستان از نظر سیاست داخلی چگونه است؟ رضایت شهروندان از خاندان حاکم و سیاست های دو سال اخیر در چه سطحی است؟
**کرمی: مسئله نارضایتی شهروندان و اقلیت ها از مشروعیت و کارکرد نظام سیاسی عربستان موضوع تازه ای نیست و در برهه های مختلف شاهد بروز آن در محیط سیاسی- اجتماعی این کشور بوده ایم که دولت نیز متاثر از چنین فضایی با ترکیبی از کنترل پلیسی و تزریق پول، این مطالبات و شکاف ها را مدیریت و کنترل ساخته است. منتهی موضوع جدید در دو سال اخیر که از پادشاهی ملک سلمان می گذرد، به کاهش درآمدهای نفتی از یکسو و افزایش ماجراجویی های عربستان در منطقه از سوی دیگر بر می گردد که این مسئله با وضعیت مردم عربستان که دهه ها به شرایط ثبات سیاسی و اقتصادی عادت کرده اند، تناقض دارد. اگرچه در دو سال اخیر شاهد تظاهرات اعتراضی در داخل نبوده ایم، اما تراکم مطالبات سیاسی در فضای بی ثبات اقتصادی می تواند زمینه ساز طرح دوباره آنها شود، هرچند بدلایلی چون فقدان سازماندهی اجتماعی و کنترل پلیسی، این وضعیت پتانسیل تغییرات گسترده را در دل خود ندارد.

***ایرنا: اقتصاد عربستان در چه موقعیتی قرار دارد؟ گفته می شود عربستان با کسری بودجه بی سابقه دست و پنجه نرم می کند و ناچار به دریافت وام از صندوق ها بین المللی شده است.
**کرمی: در شرایط کنونی و متأثر از کاهش قیمت نفت از اواسط سال 2014 تاکنون، اقتصاد عربستان دچار کسری بودجه بوده که این کسری هم از سوی وزارت دارایی این کشور و هم نهادهای معتبر چون صندوق بین المللی پول مورد تایید قرار گرفته است. استقراض از بانک جهانی و بانک های معتبر یکی از راه های است که سعودی ها آن را در قالب مشارکت در توسعه پروژه ها عملیاتی ساخته اند. راه های دیگری چون ریاضت اقتصادی و فروش سهام 5 درصدی شرکت نفتی آرامکو نیز در این راستا مورد نظر و اجرا قرار گرفته است.

***ایرنا: خبرهایی مبنی بر اختلافات فراوان و جنگ قدرت در خاندان حاکم بر سر جانشینی ملک سلمان وجود دارد. آیا خاندان حاکم با بحران بر سر جانشینی رو به رو است؟
**کرمی: جنگ قدرت و یا رقابت های جانشینی در عربستان سعودی ریشه ای تاریخی دارد. یعنی از سال 1954 زمان مرگ ملک عبدالعزیز بنیانگذار دولت سوم سعودی تاکنون به انحای مختلف شاهد این کشمکش ها بوده ایم، منتهی به دلایلی چون حفظ قدرت در شاخه آل سعود، سنت های قوی اجماع و بیعت و بهره مندی شاهزادگان و ناراضیان از مواهب نفتی، این کشمکش ها فروکش کرده و تبدیل به مسئله حاد نشده است. در مقطع کنونی هم تا حدی این وضعیت حکمفرما است، اما به چند دلیل امکان دارد وضعیت پرچالش شود.
اول؛ حذف عملی منشور عبدالعزیز با انتصاب شاهزادگان نسل سوم همچون محمد بن نایف و محمد بن سلمان در خط جانشینی. فقدان چنین مکانیسم مشروعیت زایی که نزدیک به 7 دهه، برادران پادشاه را در روند افقی قدرت قرار می داد، در وضعیت موجود و همچنین چشم انداز آینده می تواند خطوط جانشینی را با خلا مواجه سازد.
دوم؛ از این زاویه رقابت های دو محمد برای رسیدن به پادشاهی خودنمایی می کند. بدین معنی که با مرگ ملک سلمان، محمد بن نایف ولیعهد کنونی جانشین پادشاه خواهد شد و حق عزل و نصب ولیعهد خود را دارد و می تواند به راحتی و بر اساس تجربیات تاریخی، محمد بن سلمان نایب ولیعهد کنونی را عزل کند. تلاش های محمد بن سلمان برای خودنمایی و رسیدن به راس قدرت در دربار پادشاهی در 2 سال اخیر در این راستا بوده است.
سوم؛ به فرض اینکه یکی از دو محمد به قدرت برسد، با توجه به اینکه منشور ملزم کننده ای چون منشور عبدالعزیز وجود ندارد، شورای بیعت عملا به یک نهاد صوری تبدیل شده و مکانیسم های انتخاباتی نیز در عربستان محلی از اعراب ندارد، زمینه برای موروثی کردن قدرت در یکی از خانواده سلمان و یا نایف وجود دارد.
چهارم؛ چنین تجربه جدیدی در عربستان که مشروعیت و محبوبیتی ندارد و طیف وسیعی از شاهزادگان را عملا از گردونه قدرت حذف می کند و اساسا سازگار با سنت های بیعت، اجماع و عشیرگی عربستان نیست، می تواند زمینه ها را برای چالش جدید و ورود عربستان به یک تجربه سنجش نشده مهیا کند.

***ایرنا: در حال حاضر روابط عربستان با کشورهای شورای همکاری را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا در شورا وحدت نظری درباره سیاست های تندروانه عربستان وجود دارد؟
کرمی: روابط عربستان با مجموعه دولت های شورای همکاری خلیج فارس روابطی چالش زا و با فراز و فرودهای فراوان بوده است. این روابط همواره و در مقطع کنونی نیز متاثر از روند تحولات پیرامونی بوده است. در این میان عربستان در طول این سال ها تنها توانسته است بحرین را بطور کامل، امارات را در موضوعات سیاسی و بقیه بازیگران را حول محور اجماع عربی و موضوع ایران هراسی و در چارچوب راهبرد خاورمیانه ای آمریکا متحد سازد. خارج از این فضا به دلیل اختلافات مرزی و سرزمینی بین دولت های عضو، چگونگی تنظیم سیاست ها و مواضع اعلامی و اعلانی اختلاف نظرهای جدی وجود دارد و منجر به نقش مستقل عمان، بازیگری بی طرفانه کویت و کنش متفاوت قطر شده است. اما از آنجا که سعودی نقش برادر بزرگتر را به دلیل توانمندی های سیاسی، اقتصادی و نظامی به نسبت دیگر اعضا ایفا می کند، شاهد نوعی از تبعیت از سوی بازیگران عضو در قبال عربستان هستیم. اما در مقطع کنونی که شاهد رفتار تهاجمی و واکنشی عربستان در منطقه و در برخورد با ایران هستیم، سعودی نتوانسته است مانع از نقش کویت برای میانجیگری، تعاملات عمان و قطر با ایران و روابط اقتصادی امارات عربی متحده با تهران شود.

***ایرنا: دو سال از آغاز جنگ یمن می گذرد. آیا عربستان قادر به مدیریت این جنگ و بهتر کردن شرایط است؟ آیا به اهداف خود از این تجاوز دست یافته است؟
**کرمی: مرور اظهارنظر مقامات سعودی در ابتدای تهاجم نظامی به یمن مبنی بر طوفان قاطعیت که بنا داشت در یک برهه زمانی کوتاه، منصور هادی را به قدرت بازگرداند و انصارالله و متحدش علی عبدالله صالح را به عقب رانده و متوقف کند، نشان می دهد که عملا این اتفاق صورت نگرفته است، بلکه حوثی ها توانسته اند مناطق تحت کنترل سابق را در روند تثبیت قرار داده و به سمت دیگر مناطق که امروز در اختیار ائتلاف عربستان و منصور هادی است حرکت کنند. در موضوع بازگرداندن امید نیز عربستان عملا ناموفق بوده است و در عوض بر میزان خسارات و خرابی و کشتار غیر نظامیان افزوده است. حتی اگر عربستان را در تخریب یمن و وارد کردن خسارت های زیربنایی به این کشور موفق بدانیم، اما این موفقیت در روند کوتاه مدت منجر به تنش مرزی و ورود سیل آوارگان به مرز عربستان شده و در روند میان مدت نیز، یمن تبدیل به یک بحران در حساس ترین منطقه ژئوپلیتیکی برای عربستان خواهد شد.

***ایرنا: در حال حاضر عربستان در بحران های خاورمیانه، بخصوص سوریه و عراق چه نقشی ایفا می کند؟ آیا می توان گزارش هایی را که از حمایت ریاض از برخی گروه های تروریستی وجود دارد به اثبات رساند؟
**کرمی: نقش عربستان در کانون های بحران بخصوص در عراق و سوریه تا حد زیادی منبعث از تحولات اشغال عراق و متعاقب آن خیزش های عربی در جهان عرب و در سوریه است؛ دو بحرانی که باعث شد تا زمینه برای نفوذ هر چه بیشتر ایران به عنوان رقیب سعودی ها فراهم شود، بنابراین سعودی در یک استراتژی مقابله جویانه با فعال کردن گروه های سنی ناراضی حول حزب بعث و گروه های شبه نظامی با رویکرد تروریستی زمینه را برای دامن زدن به آشوب در عراق و سوریه در چارچوب یک راهبرد غربی-عربی فراهم کردند.
این نقش حمایتی عربستان امروزه به تایید محافل آکادمیک و راهبردی غرب رسیده و حتی نگرانی هایی را نیز برانگیخته است. در واقع نقش امروز سعودی در عراق و سوریه متمرکز بر دو هدف اصلی است؛ نخست ممانعت از نفوذ ایران در شکل دهی به زنجیره های مقاومت در سطح منطقه و دوم بازگرداندن بغداد و دمشق در خط عربی. تلاش سعودی ها در سوریه این است که با توجه به زمینه های بحران، فضا را برای روی کار آوردن یک دولت سنی میانه رو فراهم آورند.

***ایرنا: از سال گذشته و بخصوص پس از اعدام شیخ نمر و ماجرای تعرض خودسرانه عده ای به سفارت عربستان در تهران، روابط دو کشور قطع شده است. شما چشم انداز این روابط را چگونه ارزیابی می کنید؟
**کرمی: چشم انداز روابط تهران و ریاض با توجه به فعال شدن گسل های بحران در سطح منطقه، رویکرد تهاجمی عربستان در شکل دهی به اجماع اسلامی-عربی-آفریقایی علیه ایران، همگرا شدن تاکتیک های ریاض و تل آویو در خصوص روند تحولات منطقه با تمرکز بر ایران و تیم سیاسی-امنیتی ترامپ و تمایل به محدود سازی نقش تهران در نظام منطقه ای خاورمیانه، نشانگان و علائم خوبی از بازگشت روابط ایران و عربستان به وضعیت عادی نیست. به میزان همگرا شدن این 4 متغیر و از سوی دیگر شکست تلاش های میانجی گرایانه کنونی میان تهران و ریاض، می توان گفت که زمینه ها برای بحرانی ماندن روابط دو کشور همچنان فراهم خواهد بود.

***ایرنا: آیا سیاست های عربستان به خصوص در قبال بحران های خاورمیانه، پس از روی کار آمدن ترامپ تغییر محسوسی داشته است؟ با در نظر گرفتن اظهارات وزیر امور خارجه سعودی و اعلام امادگی برای اعزام نیروی نظامی به سوریه چه پاسخی به این پرسش می توان داد؟
**کرمی: اگرچه الگوی رفتار جدید سیاست خارجی عربستان سعودی پیش از دوران ترامپ و در دوره خیزش های عربی در سال 2011 زمینه را برای ورود این کشور به سیاست های درگیرساز فراهم آورده بود، اما روی کارآمدن رئیس جمهوری جدید آمریکا با تیم سیاسی-امنیتی نزدیک به عربستان باعث شده تا سعودی با دلگرمی بیشتر سعی در اجماع سازی علیه ایران، اعزام نیرو به سوریه و پرداخت هزینه های همراهی با آمریکا در چارچوب یادآوری شراکت استراتژیک بنمایند. بنابراین به میزانی که سعودی ها بتوانند رویکرد معامله گرایانه دونالد ترامپ را به مهار ایران و راهبرد فعال در قبال سوریه معطوف سازند، می توان گفت که زمینه ها برای عبور ریاض و واشنگتن از اختلافات دوران اوباما فراهم خواهد شد.
پژوهشم**9403**9279**خبرنگار: سمانه سعادت**انتشاردهنده :سیدمحمد موسی کاظمی

انتهای پیام /*

باشگاه مخاطبان ایرنا

برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
فرستنده: *  
پست الکترونیک:
نظر:
موضوع از شما گزارش از ما:
سخن شما با مسئولین:
ارسال یادداشت:
 
کد امنیتی
ارسال