هدف ایرنا گسترش اطلاع رسانی است. لذا انتشار این مطلب به معنای تائید محتوای آن نیست

کد خبر: 82485496 (5913176) | تاریخ خبر: 19/01/1396 | ساعت: 9:57|
نسخه چاپی |ارسال به دوستان

احزاب کجا هستند؟

تهران- ایرنا- جامعه ایران دوباره رشته جدیدی از تحولات سرنوشت‌ساز را تجربه می‌کند که در آن نقش و سهم احزاب و تشکل‌های سیاسی با پرسش‌ها و انتظارات بزرگی در قبال آن روبه‌رو است.

جواد دلیری سردبیر در ستون نگاه سیاسی روزنامه اعتماد نوشت: در این ایام که به نظر می‌رسد با شفاف شدن حضور نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری، صحنه سیاست آرام‌آرام انتخاباتی می‌شود بار دیگر این پرسش مطرح است که یک کاندیدا باید چه ویژگی‌ها و چه خصوصیاتی داشته باشد که او را ممتاز کرده و مردم را ترغیب کند که برای تحقق برنامه های او راهی صندوق های رای شده و برای تعیین سرنوشت کشور شرکت فعال داشته باشند؟

این پرسش از آن جهت دارای اهمیت است که دنیای امروز به تفکر دقیق نیاز دارد و برای هدایت بازوی اجرایی کشور یک مجموعه کارآمد و با برنامه نیاز است. در این ایام کم نیستند گروه‌ها و جمع نخبگانی که مشی سکوت اختیار کرده‌اند یا در پشت درهای بسته هلهله تصمیم‌گیری بلند کرده‌اند یا اردوگاه‌های حزبی و گروه‌هایی که به انتظار «حسن تقدیر» یا «فرصتی مساعد» نشسته‌اند و دنباله‌رو افکار عمومی و مترصد فرصتی برای موج‌سواری اجتماعی هستند. این در حالی است که اینان به مثابه گروه‌های مرجع و الیت باید شورآفرینی کنند و افکار عمومی را بسازند و جهت دهند.

روشن است در بزنگاه‌های حوادث بی‌حضور احزاب و جناح‌های سیاسی صدا و سخن هر فردی در میان جنجال و فضای توده‌وار جامعه گم شده و راه به جایی نخواهد برد. ماموریت تاریخی و رسالت ذاتی احزاب و بنگاه‌های سیاسی چیزی جز این نیست که بن‌بست‌ها را برای افکار عمومی و توده‌های اجتماعی بشکنند و خط و مرزها را بسازند و نور آگاهی را بر زوایای تاریک کوچه‌پس‌کوچه‌های سیاست بیندازند.

اما امروز می‌شود غیبت و رخوت برخی احزاب را در منحنی سینوسی پرتناقض مواضع و بیانیه‌ها در مشی سردمداران و هیات‌مدیره آنها دید یا خلأهای فضای سیاسی ایران که بی‌حضور نهادهای مدنی به حفره‌های عمیق بحران تبدیل شده و به میدان تاخت وتاز باندها و جریان‌های شبه حزبی و غیرحزبی تبدیل شده‌اند را به راحتی رویت کرد.

اکنون این پرسش مطرح است که به راستی موعد و میعاد ظهور و بروز اراده احزاب کجاست؟ آیا کارکرد و وظیفه‌ای حساس‌تر از اینکه احزاب باید در مواجهه جامعه با بن‌بست‌ها و مخاطرات یا رویدادها و صحنه‌های ملی راهگشا و راهبر باشند وجود دارد؟ چه موانع و مصایبی راه حضور و صعود احزاب را در پلکان سیاست ایران دشوار ساخته است؟

چرا برجستگان و پیشقراولان سیاسی، از میدان رقابت حزبی روی برتافته‌اند و عطای سیاست‌ورزی فعال را به خلوت نشینی منفعلانه بخشیده‌اند؟ آیا به‌راستی راه و روش‌های اداره حزبی در ساختار سیاسی ایران به بن‌بست رسیده و چشم‌انداز تازه‌ای برای شکستن کاست قدرت و ایجاد نظام تحزب و تکثر وجود ندارد؟

آنچه روشن است ظهور و افول نقش احزاب در تحولات سیاسی کشور تابع قبض و بسط‌هایی است که در مدار قدرت و محیط جامعه پدیدآمده است و برای رهایی از این کابوس کشنده و بیدار شدن از آن ناگزیر از یک «تامل تاریخی» هستیم.

اکنون پس ازسال‌ها، باوجود رویش و پیدایش نهادهای حزبی و مدنی هنوز جامعه ایران فاصله‌ای فاحش با ترتیبات و نظامات حزبی دارد و احزاب موجود به حداقلی از کارکردها و نقش‌های حزبی بسنده کرده‌اند، ساختار مشارکت سیاسی برمحور حضور توده‌ای و نظام توزیع قدرت برپاشنه روش‌های همیشگی می‌چرخد.

در برخی موارد حتی علایمی از بازگشت و رجعت به آیین‌ها و سنن گروهی و تیمچه‌ای دیده می‌شود و سردمداران حزبی، ماندن در جلد سنت‌های جناحی گذشته را به پوشیدن جامه مدرنیسم ترجیح می‌دهند. عجیب‌تر آنکه، برخی حزب پیشگان در پیوند با ارکان قدرت و ثروت به تولید سیاست‌ها و اقدام‌هایی برضدخود و بریدن جوانه‌های حزبی سرگرم شده‌اند و شاهد مثال معکوس این ضرب‌المثل تاریخی شده‌اند که چاقو، دسته خودش را نمی‌برد.

واقعیت این است که گذار به دوران تحزب و نظام حزبی، مستلزم پیش نیازها و لوازمی بود که مهم‌ترین آن تغییر و انعطاف در نگاه تاریخی است که حاکمیت به امر احزاب و کارحزبی بود. مشکل اساسی همچنان اخیرا در کنگره یکی از احزاب مطرح شده این است که پس از بیش از دو دهه هنوز حزب و تحزب به عنوان حقی از حقوق اساسی جامعه و روشی درمیان روش‌ها و آیین زمامداری و مدیریت سیاسی به رسمیت شناخته نشده است.

امروز، همچنین ارزش تشخص طلبی از «جمع» و «سازمان» و «حزب» و سایر هویت های جمعی، به هویت‌های فردی منتقل شده است، یعنی «چهره‌ها»، «فردها» و «فردیت‌ها»ی متمایز اهمیتی بیشتر از هویت‌های جمعی یافته‌اند و نهضت بدون تشکل از نهضت متشکل اهمیت و اولویت بیشتری یافته است. دراین شرایط، دیگر نمی توان به بازی فوق‌العاده یک بازیگر فوق ستاره (کاریزماتیک)، یا نقش آفرینی متمایز یک گفتمان زیبا یا تاثیرات ویژه یک دسته از نخبگان فکری و ابزاری دل بست.

همین تن پوشی قبای ضد حزبی احزاب، ضریب سرگشتگی و سردرگمی افکار عمومی را تشدید و تجدید کرده است. از همین رو در انتخابات آتی که رقابت اصلی شاید میان روحانی و رییسی باشد، میدان رقابت باید میدان دو تفکر و دو برنامه باشد نه هو بما هو میان دو نفر. به واقع این پرسش را باید هیات‌مدیره احزاب ایرانی پاسخ دهند که کم‌کاری آنها برای ساخت جغرافیای ذهنی و منظومه فکری توده‌های اجتماعی چه توقعی از رفتار انتخاباتی مردم می‌توان داشت؟ با کاندیدایی که هنوز با یک برنامه جامع نیامده، چگونه باید برخورد کرد؟

آیا احزاب و جناح‌های سیاسی انتظار دارند که در ولوله تجادلات و تنازعات سیاسی میان خود، ناگهان و در طول یک شب اعتماد مردم جمع شود و آنها بتوانند از رأی مردم برخوردار شوند؟

بهترین راه برای جناح‌ها، جبهه‌ها، احزاب، گروه‌ها و بازیگران سیاسی تشکیلاتی آن است که با «تاملی تاریخی» و بازگشت به خویشتن هویتی خویش و در فرصت باقیمانده تا انتخابات برنامه جامع راهبردی‌شان برای اداره کشور و آینده‌ای که برای جامعه متصور هستند را با نمایه‌ها، عناوین و راه‌حل‌های شفاف در اختیار بررسی و نقد افکار عمومی قرار دهند.

*منبع: روزنامه اعتماد،1396،1،19
**گروه اطلاع رسانی**1893**9131**انتشاردهنده:شهربانو جمعه

انتهای پیام /*

باشگاه مخاطبان ایرنا

برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
فرستنده: *  
پست الکترونیک:
نظر:
موضوع از شما گزارش از ما:
سخن شما با مسئولین:
ارسال یادداشت:
 
کد امنیتی
ارسال