هدف ایرنا گسترش اطلاع رسانی است. لذا انتشار این مطلب به معنای تائید محتوای آن نیست

کد خبر: 82485498 (5913139) | تاریخ خبر: 19/01/1396 | ساعت: 9:58|
نسخه چاپی |ارسال به دوستان

اخلاق و سیاست

تهران- ایرنا- سالیانی است در لایه لایه‌های جامعه، اعم از مسوولان، رسانه‌ها و حتی کارشناسان، معانی و مفاهیم استاندارد شده جهانی، از تعریف خارج شده‌اند، به گونه‌ای که درک مفهوم مشترک، از پدیده‌هایی ثابت با دشواری مواجه است.

روزنامه اطلاعات در یادداشتی به قلم علیرضا خانی نوشت: این رخداد، اتفاقی عجیب و حتی هول‌انگیز است. زمانی که ما تعریف دقیقی از پدیده‌ها نداشته باشیم هر اتفاق یا پدیده‌ای را می‌توانیم به اشکال و صور متناقض و چه بسا متضاد، تفسیر و حتی «تعریف» کنیم. به‌واقع برای اثبات سخن فوق، هزاران مثال می‌توان آورد.

رخداد پلاسکو، یک اتفاق «عینی» و مشخص بود که جلو چشم همگان رخ داد و تلویزیون آنرا پخش مستقیم می‌کرد. همین اتفاق مشخص و عینی، بعداً دوگونه متضاد تحلیل شد. برخی مدیریت این رخداد را عالی، هوشمندانه و فوق‌العاده دیدند و برخی همان را، فاجعه و مشحون از بی‌کفایتی!

آماری توسط دستگاهی اعلام می‌شود. برخی این آمار را نشانه بسیار خوب و به خاطر مدیریت و برنامه‌ریزی درست ارزیابی می‌کنند و برخی همان آمار را، فاجعه می‌دانند و دلیل کافی برای بی‌کفایتی!

خودرویی توسط یک کمپانی داخلی عرضه می‌شود. برخی آن را بسیار مطلوب و نشانه پیشرفت چشمگیر در صنعت خودرو کشور می‌نامند که باید به آن بالید و افتخار کرد و گروه یا دستگاه دیگری همان خودرو مشخص را آلاینده، نا ایمن و عامل مرگ شهروندان قلمداد می‌کند که باید آن را فاجعه نامید!

طرحی توسط دولت اجرا می‌شود. این طرح یک نتیجه مشخص عینی ـ مثبت یا منفی ـ دارد. برخی با اتکای به آمار و شواهد و نتایج طرح، آن را طرحی موفق و باعث عزت و سرفرازی می‌دانند و برخی دیگر با اتکا به همان آمار و همان شواهد و همان نتایج، همان طرح را باعث شرم و سرافکندگی می‌بینند!

قراردادی برای خرید هواپیما منعقد می‌شود، برخی آن را بزرگترین موفقیت تاریخ هوانوردی کشور می‌بینند و برخی آن را خیانت به کشور!
در تحلیل «چرایی» این تضاد نتیجه‌گیری‌ها، دو فرض را می‌توان متصور دانست.

فرض اول این‌که «معیاری» برای هیچ رفتار و کنشی در کشور وجود ندارد. در واقع جامعه، اعم از جامعه سیاسی و جامعه نخبگان و جامعه عمومی در یک بی‌معیاری مطلق گرفتار است و با بی‌معیاری زندگی می‌کند.

فرض دوم آن است که البته «معیار» برای همه‌چیز وجود دارد. مگر می‌شود جامعه‌ای به بزرگی و با تاریخی غنی و طویل، «معیار» نداشته باشد؟ مگر می‌شود خوب از بد و حق از ناحق و سره از ناسره شناخته نشود؟

مگر می‌شود جامعه‌ای با این همه نخبه و فرهیخته، دوغ را از دوشاب بازنشناسد؟ جامعه سرشار از معیار است اعم از معیارهای دینی، عرفی، اخلاقی، قانونی و عقلی.

اما مشکل آن است که «قدرت منافع» افراد و گروه‌ها را وا می‌دارد که تعمداً و با چشم باز، خارج از معیارها حرکت کنند. قدرت منافع است که از یک رخداد مشخص دو تحلیل متضاد به‌‌وجود می‌آورد. قدرت منافع است که از یک عدد مشخص دو نتیجه متضاد خلق می‌کند.

قدرت منافع است که قدرت را مقدم بر اخلاق می‌نشاند و ثروت را مقدم بر سلامت و دروغ را مقدم بر حقیقت.

جامعه اگر اینگونه شود، دیگر نمی‌شود به چیزی و کسی و سخنی و رفتاری اعتماد کرد. به دنبال هر حرف به ظاهر قشنگی باید ردپای منفعتی را دید و به دنبال هر دلسوزی‌ای باید به منافع و مطامع گروهی مشکوک شد و به دنبال هر آماری، باید رد پای آمارسازی و جعل را جست و به هر حرکت و رفتار و محبت و لطف و دلسوزی و کار و وفاداری و فداکاری و آینده‌نگری و دوراندیشی و خلاصه به همه چیز باید مشکوک شد.

آنان که در بحبوحه سیاست و رقابت و جدال، هر خوب و بد و زشت و زیبایی را، یکجا با عینک سیاه به چشم مردم می‌نشانند و همه حسنات را سیئات می‌بینند و می‌نمایانند و هیچ نکته سفیدی و هیچ نقطه اتکایی و هیچ روزنه امیدی باقی نمی‌گذارند و خادم و خائن را، یکجا با تازیانه توهین و تخطئه و تخریب تار و مار می‌کنند، باید بهوش باشند که این شیوه هولناک چنانچه به شیوه مسلط و مباح و مرسوم، تبدیل شود پس از آن نیز، همه بنیان‌ها بر باد خواهد بود و اسبانی را که برای دویدن بر پیکر رقیب زین می‌کنند، پیلانی خواهند شد که بر خود آنان خواهند دوید و این، قانون ناگزیر و ناگریز روزگار است...

*منبع:روزنامه اطلاعات،1396،1،19
**گروه اطلاع رسانی**1893**9131**انتشاردهنده:شهربانو جمعه

انتهای پیام /*

باشگاه مخاطبان ایرنا

برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
فرستنده: *  
پست الکترونیک:
نظر:
موضوع از شما گزارش از ما:
سخن شما با مسئولین:
ارسال یادداشت:
 
کد امنیتی
ارسال